غزل شمارهٔ ۴۲۵

عاشقان را جست و جو از خویش نیست

در جهان جوینده جز او بیش نیست

این جهان و آن جهان یک گوهر است

در حقیقت کفر و دین و کیش نیست

ای دمت عیسی دم از دوری مزن

من غلام آن که دوراندیش نیست

گر بگویی پس روم نی پس مرو

ور بگویی پیش نی ره پیش نیست