غزل شمارهٔ ۴۳۵
هر کی بالاست مر او را چه غمست
هر کی آن جاست مر او را چه غمست
که از این سو همه جانست و حیات
که از این سو همه لطف و کرمست
خود از این سو که نه سویست و نه جا
قدم اندر قدم اندر قدمست
این عدم خود چه مبارک جایست
که مددهای وجود از عدمست
هر کی بالاست مر او را چه غمست
هر کی آن جاست مر او را چه غمست
که از این سو همه جانست و حیات
که از این سو همه لطف و کرمست
خود از این سو که نه سویست و نه جا
قدم اندر قدم اندر قدمست
این عدم خود چه مبارک جایست
که مددهای وجود از عدمست