غزل شمارهٔ ۴۴۸

امروز روز نوبت دیدار دلبرست

امروز روز طالع خورشید اکبرست

دی یار قهرباره و خون خواره بود لیک

امروز لطف مطلق و بیچاره پرورست

از حور و ماه و روح و پری هیچ دم مزن

کان‌ها به او نماند او چیز دیگرست

هر کس که دید چهره او نشد خراب

او آدمی نباشد او سنگ مرمرست