غزل شمارهٔ ۴۵۸

امروز چرخ را ز مه ما تحیریست

خورشید را ز غیرت رویش تغیریست

صبح وجود را بجز این آفتاب نیست

بر ذره ذره وحدت حسنش مقرریست

اما بدان سبب که به هر شام و هر صبوح

اشکال نو نماید گویی که دیگریست

اشکال نو به نو چو مناقض نمایدت

اندر مناقضات خلافی مستریست