غزل شمارهٔ ۴۶۱
شاه گشادست رو دیده شه بین که راست
باده گلگون شه بر گل و نسرین که راست
شاه در این دم به بزم پای طرب درنهاد
بر سر زانوی شه تکیه و بالین که راست
پیش رخ آفتاب چرخ پیاپی کی زد
در تتق ابر تن ماه به تعیین که راست
ساغرها میشمرد وی بشده از شمار
گر بنشد از شمار ساغر پیشین که راست