غزل شمارهٔ ۴۷۷

ز آفتاب سعادت مرا شراباتست

که ذره‌های تنم حلقه خراباتست

صلای چهره خورشید ما که فردوسست

صلای سایه زلفین او که جناتست

به آسمان و زمین لطف ایتیا فرمود

که آسمان و زمین مست آن مراعاتست

ز هست و نیست برون‌ست تختگاه ملک

هزار ساله از آن سوی نفی و اثباتست