غزل شمارهٔ ۴۷۹

ستیزه کن که ز خوبان ستیزه شیرینست

بهانه کن که بتان را بهانه آیینست

از آن لب شکرینت بهانه‌های دروغ

به جای فاتحه و کاف‌ها و یاسینست

وفا طمع نکنم زانک جور خوبان را

طبیعت است و سرشت است و عادت و دینست

اگر ترش کنی و رو ز ما بگردانی

به قاصد است و به مکر است و آن دروغینست