غزل شمارهٔ ۴۸۶

به حق چشم خمار لطیف تابانت

به حلقه حلقه آن طره پریشانت

بدان حلاوت بی‌مر و تنگ‌های شکر

که تعبیه‌ست در آن لعل شکرافشانت

به کهربایی کاندر دو لعل تو درجست

که گشت از آن مه و خورشید و ذره جویانت

به حق غنچه و گل‌های لعل روحانی

که دام بلبل عقل‌ست در گلستانت