غزل شمارهٔ ۴۹۱

جهان و کار جهان سر به سر اگر بادست

چرا ز باد مکافات داد و بیدادست

به باد و بود محمد نگر که چون باقیست

ز بعد ششصد و پنجاه سخت بنیادست

ز باد بولهب و جنس او نمی‌بینی

که از برای فضیحت فسانه شان یادست

چنین ثبات و بقا باد را کجا باشد

در این ثبات که قاف کمتر آحادست