غزل شمارهٔ ۴۹۶

طرب ای بحر اصل آب حیات

ای تو ذات و دگر مهان چو صفات

اه چه گفتم کجاست تا به کجا

کو یکی وصف لایق چو تو ذات

هر که در عشق روت غوطی خورد

ریش خندی زند به هست و فوات

شرق تا غرب شکرین گردد

گر نماید بدو شکرت نبات