غزل شمارهٔ ۵۱۵

خانه دل باز کبوتر گرفت

مشغله و بقر بقو درگرفت

غلغل مستان چو به گردون رسید

کرکس زرین فلک پر گرفت

بوطربون گشت مه و مشتری

زهره مطرب طرب از سر گرفت

خالق ارواح ز آب و ز گل

آینه‌ای کرد و برابر گرفت