غزل شمارهٔ ۶۰۴
هرک آتش من دارد او خرقه ز من دارد
زخمی چو حسینستش جامی چو حسن دارد
غم نیست اگر ماهش افتاد در این چاهش
زیرا رسن زلفش در دست رسن دارد
نفس ار چه که زاهد شد او راست نخواهد شد
گر راستیی خواهی آن سرو چمن دارد
صد مه اگر افزاید در چشم خوشش ناید
با تنگی چشم او کان خوب ختن دارد