غزل شمارهٔ ۶۸۹

دوش از بت من جهان چه می‌شد

وز ماه من آسمان چه می‌شد

در پیش رخش چه رقص می‌کرد

وز آتش عشق جان چه می‌شد

چشم از نظرش چه مست می‌گشت

وز قند لبش دهان چه می‌شد

از تیر مژه چه صید می‌کرد

وان ابروی چون کمان چه می‌شد