غزل شمارهٔ ۶۹۴

آن کز دهن تو رنگ دارد

انصاف که رزق تنگ دارد

وان کس که جدل ببست با تو

با عمر عزیز جنگ دارد

ماهی که بیافت آب حیوان

بر خشک چرا درنگ دارد

در آینه عکس قیصر روم

گر نیست بدانک زنگ دارد