غزل شمارهٔ ۶۹۵

این قافله بار ما ندارد

از آتش یار ما ندارد

هر چند درخت‌های سبزند

بویی ز بهار ما ندارد

جان تو چو گلشنست لیکن

دلخسته به خار ما ندارد

بحریست دل تو در حقایق

کو جوش کنار ما ندارد