مدح - چنان که باد همی تخت جم کشید

بر ماه روشن از شب تاری علم کشید

وز مشک سوده بر گل سوری رقم کشید

زنجیره‌ای ز قیر و طرازی ز غالیه

بر عارض چو ماه و رخ چون بقم کشید

آشوب خلق را خط مشکین خدای عرش

بر روی چون شکفته گل آن صنم کشید

در مهر او روانم و در هجر او دلم

بسیار قهر دید و فراوان ستم کشید