(۲) حکایت شیخ گرگانی با گربه

جهان صدق شیخ گورگانی

که قطب وقت خود بود از معانی

یکی گربه بدی در خانقاهش

که دیدی شیخ روزی چند راهش

مگر در دست و در پای از ادیمش

غلافی کرده بودندی مقیمش

که تا چون می‌رود هر لحظه از جای

نه دست او شود آلوده نه پای