(۲) حکایت وزیر که پسر صاحب جمال داشت

وزیری را یکی زیبا پسر بود

که ماه از مهر او زیر و زبر بود

جمالش کرده دلبری را

چشیده لب زلال کوثری را

بخوبی همچو ابرو طاق بوده

به نرگس ره زن عشاق بوده

یکی صوفی ز عشقش ناتوان شد

چنان کو شد ندانم تا توان شد