(۹) حکایت شیخ ابوالقاسم همدانی

مگر بوالقاسم همدانی آنگاه

که از همدان برون افتاد ناگاه

سوی بت خانه آمد در نظاره

ستاده دید خلقی بر کناره

بر آتش دید دیگ پر ز روغن

که می‌جوشید چون دریای کف زن

زمانی بود،ترسائی درآمد

بخدمت پیش آن بت در سر آمد