(۱۱) حکایت درخت بریده

درختی سبز را ببرید مردی

برو بگذشت ناگه اهل دردی

چنین گفت او که این شاخ برومند

که ببریدند ازو این لحظه پیوند

ازان ترّست و تازه بر سر راه

که این دم زین بریدن نیست آگاه

هنوزش نیست آگاهی ز آزار

شود یک هفتهٔ دیگر خبردار