(۴) حکایت

چنین گفتست آن پاکیزه ذاتی

که گر یابد کسی از حق وفاتی

از اول روز ماتم داریش تو

دوُم روز و سوُم همداریش تو

زماتم تا بهفتم می‌گدازی

چو هفتم بگذرد هشتم چه سازی

چو آخر روز باید بود تسلیم

چه می‌پیچی، در اول گیر تعلیم