(۱۱) حکایت دعاگوی و دیوانه

دعا می‌کرد آن داننندهٔ دین

جهانی خلق می‌گفتند آمین

یکی دیوانه گفت آمین چه باشد

که آگه نیستم تا این چه باشد

بدو گفتند آمین آن بود راست

کامام خواجه از حق هرچه درخواست

چنان باد و چنان باد و چنان باد

زبان بگشاد آن مجنون بفریاد