(۵) حکایت شبلی با سائل رحمه الله
مگر شبلی بمجلس بود یک روز
یکی پرسید ازو کای عالم افروز
بگو تا کیست عارف، گفت آنست
که گر در پیش او هر دو جهانست
به یک موی مژه برگیرد از جای
که عارف آورد هم بیش ازین پای
یکی پرسید ازو روزی دگربار
که عارف کیست ای استاد اسرار