(۱۳) حکایت حسن بصری و شمعون

حسن در بصره استاد جهان بود

یکی همسایه گبرش ناتوان بود

مگر هشتاد سال آتش پرستی

گرفته بود پیشه جَور و مستی

بنام آن گبر شمعون بود در جمع

همه سر پیشِ آتش داشت چون شمع

چو بیماریِ او از حد برون شد

حسن را دردِ دل در دل فزون شد