غزل شمارهٔ ۷۱۸

آخر گهر وفا ببارید

آخر سر عاشقان بخارید

ما خاک شما شدیم در خاک

تخم ستم و جفا مکارید

بر مظلومان راه هجران

این ظلم دگر روا مدارید

ای زهره ییان به بام این مه

بر پرده زیر و بم بزارید