(۷) حکایت پادشاه و انگشتری

جهان را پادشاهی پاک دین بود

که ملک عالمش زیر نگین بود

نبودش در همه عالم نظیری

که بودش از همه عالم گزیری

سواد ملکش از مه تا بماهی

ز شرقش تا بغربش پادشاهی

حکیمانی که پیش شاه بودند

که اجری خوارهٔ درگاه بودند