(۸) حکایت شیخ علی رودباری
چنین گفتند جمعی هم دیاری
ز لفظ بوعلیّ رودباری
که در حمّام رفتم من یکی روز
جوانی تازه دیدم بس دلفروز
برخساره چو ماه آسمان بود
به بالا همچو سرو بوستان بود
سر زلفش بپای افکنده دیدم
بروی او جهانی زنده دیدم
چنین گفتند جمعی هم دیاری
ز لفظ بوعلیّ رودباری
که در حمّام رفتم من یکی روز
جوانی تازه دیدم بس دلفروز
برخساره چو ماه آسمان بود
به بالا همچو سرو بوستان بود
سر زلفش بپای افکنده دیدم
بروی او جهانی زنده دیدم