غزل شمارهٔ ۷۲۵

کس با چو تو یار راز گوید

یا قصه خویش بازگوید

عاقل کردست با تو کوتاه

لیکن عاشق دراز گوید

از عشق تو در سجود افتد

سودای تو در نماز گوید

از ناز همه دروغ گویی

آنچ این دلم از نیاز گوید