(۱) حکایت افلاطون و اسکندر

فلاطون آنکه استاد جهان بود

مگر در ابتدا کارش چنان بود

که استخراج زر تدبیر سازد

ز مس شوشه کند اکسیر سازد

به پنجه سال شد در گوشهٔ گم

ز قشر بیضه و ازموی مردم

چنان اکسیر کرد و معتبر کرد

که ز اندک کیمیا بسیار زر کرد