خواستن موبد شهرو را و عهد بستن شهرو با موبد

چنان آمد که روزی شاه شاهان

که خواندندش همی موبد منیکان

بدین آن سیمتن سروِ روان را

بت خندان و ماه بانوان را

به تنهایی مرُو را پیش خود خواند

به سان ماه نو بر گاه بنشاند

به رنگ روی آن حور پری زاد

گل صد برگ یک دسته بدو داد