گفتاراندر زادن ویس از مادر

جهان را رنگ و شکل بیشمارست

خرد را بافرینش کارزارست

زمانه بندها داند نهادن

که نتواند خرد آن را گشادن

نگر کاین دام طرفه چون نهادست

که چونان خسروی دروی فتادست

هوا را در دلش چونان بیاراست

که نازاده عروسی را همی خواست