آگاهی یافتن دایه از کار ویس و رفتن به مرو

چو دایه شد ز کار ویس آگاه

که چون آواره برد او را شهنشاه

جهان تریک شد بردیدگانش

تو گفتی دود شد در مغز جانش

بجز گریه نبودش هیچ کاری

بجز موبد نبودش هیچ چاری

به گریه دشتها را کرد جیحون

به موبد کوهها را کرد هامون