بغایت رسیدن عشق رامین بر ویس
چو بر رمین بیدل کار شد سخت
به عشق اندر مرورا خوار شد بخت
همچنین جای بیانبوه جستی
که بنشستی به تنهایی گرستی
به شب پهلو سوی بستر نبودی
همه شب تا به روز اختر شمردی
به روز از هیچ گونه نارمیدی
چو گور و آهن از مردم رمیدی
چو بر رمین بیدل کار شد سخت
به عشق اندر مرورا خوار شد بخت
همچنین جای بیانبوه جستی
که بنشستی به تنهایی گرستی
به شب پهلو سوی بستر نبودی
همه شب تا به روز اختر شمردی
به روز از هیچ گونه نارمیدی
چو گور و آهن از مردم رمیدی