سپردن موبد ویس را به ذایه و آمدن رامین در باغ

شب دوشنبه و روز بهاری

که شد باز آمد از گرگان و ساری

سرای خویش را فرمود پرچین

حصار آهنین و بند رویین

کلید رومی و قفل الانی

ز پولادی زده هندوستانی

هر آنجا کش دریچه بود و روزن

بدو بر پنجره فرمود از آهن