اندر پند دادن شاه موبد ویس را و سرزنش کردن
چو با رامین سخنها گفت به گوی
شهنشه نیز با ویس پری روی
به هشیاری سخنهای نکو گفت
که بر وی نرو شد سنگین دل جفت
ز هر گونه سخن را ساز می کرد
به بن می برد و باز آغاز می کرد
بدو گفت ای بهار مهر جویان
به چهره آفتاب ماهرویان