نامهء سوم اندر بدل جستن به دوست

کجایی ای دو هفته ماه تابان

چرا گشتی به خون من شتابان

ترا باشد به جای من همه کس

مرا اندر دو گیتی خود توی بس

مرا گویند بیهوده چه نالی

چرا چندین ز بد مهری سگالی

نبرّد عشق را جز عشق دیگر

چرا یاری نگیری زو نکوتر