نامهء پنجم اندر جفا بردن از دوست

ترا دیدم که چونین گش نبودی

چنین تند و چنین سرکش نبودی

ترا دیدم که چون می بر زدی آه

ز آه تو سیه شد بر فلک ماه

ز خواری همچو خاک راه بودی

به کام دشمن و بدخواه بودی

چو دوزخ بود جان ز بس تاب

چون دریا بود چشم تو ز بس آب