نامهء ششم اندر نواختن و خواندن دوست

نگارینا ز پیش من برفتی

چه گفتی یا چه فرمایی نگفتی

دلم بردی و خود باره براندی

مرا در شهر بیگانه بماندی

نکردی هیچ رحمت بر غریبان

چو بیماران نمانده بی طبیبان

کنون دانم که خود یادم نیاری

که هم بد مهر و هم بد زینهاری