سیر شدن رامین از گل و یاد کردن عهد ویس

چو رامین چند گه با گل بپیوست

شد از پیوند او هم سیر و هم مست

بهار خرمی شد پژمریده

چو باد دوستی شد آرمیده

کمان مهربانی شد گسسته

چو تیر دوستداری شد شکسته

طراز جامهء شادی بفرسود

چو آب چشمهء خوشی بیالود