پاسخ دادن ویس رامین را

سمن بر ویس جوشان و خروشان

دو چشمه خونش از دو چشم گریان

دریده ماه پیکر جامه بر بر

فگنده لاله گون واشامه از سر

همی گفت ای مرا چون جان گرامی

دلم را کام و کامم را تمامی

توی بخت مراهمتهای رادی

توی جان مرا همتای شادی