پاسخ دادن رامین ویس را

جهان افروز رامین گفت ازین پس

نپنداری که از من بر خورد کس

نورزم مهر تا خواری نبینم

ز غم روشن جهان تاری نبینم

چه باید روز شادی گرم خودرن

تن آزاد خود را بنده کردن

بسا روزا که من دیدم تن خویش

ز بس خواری به کام دشمن خویش