پاسخ دادن ویس رامین را
سمن بر ویس دست رام در دست
ز داغ عاشقی بیهوش و سرمست
ز بس سرما تنش چون بیدلرزان
ز نرگس بر سمن یاقوت ریزان
همی گفت ای مرا چون دیده در خور
شبم را ماهتابی روز را خور
ز روی دوستی شایسته یاری
ز روی نام زیبا شهریاری
سمن بر ویس دست رام در دست
ز داغ عاشقی بیهوش و سرمست
ز بس سرما تنش چون بیدلرزان
ز نرگس بر سمن یاقوت ریزان
همی گفت ای مرا چون دیده در خور
شبم را ماهتابی روز را خور
ز روی دوستی شایسته یاری
ز روی نام زیبا شهریاری