کشتن رامین زرد را به جنگ

بجست از حواب زرد و تیغ برداشت

کجا چون شیردر کوشش جنگ داشت

چو پیل مست با رامین بر آویخت

بیامد مرگ و از جانش در آویخت

مرو را گفت رامین تیغ بفگن

که بر جانت گزندی ناید از من

منم رامین ترا کهتر برادر

منه جان را ز بهر کین بر آذر