بر داشتن رامین گنج موبد را گریختن به دیلمان
پس آنگه گرد کرد از مرو یکسر
بزودی هر چه اشتر بود و استر
سراسر گنجهای شاه برداشت
وزان یک رشته اندر گنج نگذاشت
به مرو اندر در نگش بود دو روز
به راه افتاد با گنج و دل افروز
نشانده ویس را در مهد زرین
چو مه بمیان هفتورنگ و پروین