وفات کردن ویس

چو با رامین بد او هشتاد ویک سال

زمانه سرو او را کرد چون نال

سر سرو سهی شد باشگونه

دو تا شد پشت او همچون درونه

کرا دشمن نباشد در جهان کس

چو بینی دشمن او خود جهان بس

چه نیکو گفت نوشروان عادل

چو پیری زد مرو را تیر بر دل