رفتن باز بطلب بلبل و خواندن او را بسلیمان

روان شد باز تند و تیز منقار

بخون بلبل زار کم آزار

به زهر آلوده کرده تیغ و چنگال

به هیبت بازگسترده پر و بال

بساط خدمت سلطان ببوسید

ز سر تا پای خود جوشن بپوشید

چنان مستغرق فرمان شه شد

بجای پا سرش بر خاک ره شد