حکایت

شنید ستم من از پیر فتوت

به مکتب خانهٔ شهر مروت

زبان حال و رأی کسوت قال

بیاموزد نبی از عقل فعال

مثال خوش ترا خواهم نمودن

که صد دولت ترا خواهد گشودن

بفرما تا بیارند مرد استاد

یکی آیینهٔ سازند ز پولاد