الحکایه و التمثیل
شنیدم من که شبلی با گروهی
همی شد در بیابان تا بکوهی
بره در کاسه سر دید پر باد
که از باد وزان میکرد فریاد
گرفت آن کاسه سرگشته گشته
برو دید ای عجب خطی نبشته
که بنگر کین سر مردیست پر غم
که او دنیا زیان کرد آخرت هم
شنیدم من که شبلی با گروهی
همی شد در بیابان تا بکوهی
بره در کاسه سر دید پر باد
که از باد وزان میکرد فریاد
گرفت آن کاسه سرگشته گشته
برو دید ای عجب خطی نبشته
که بنگر کین سر مردیست پر غم
که او دنیا زیان کرد آخرت هم