الحکایه و التمثیل
شنودم من که بودست اوستادی
که خر گم کرده را آواز دادی
چو کرد این کار سال شصت و هفتاد
پس هفتاد و یک در نزع افتاد
چو عزرائیلش اندر پرده آمد
مگر پنداشت خر کم کرده آمد
بجست از جای بودش روزنی پیش
برون کرد از در روزن سرخویش
شنودم من که بودست اوستادی
که خر گم کرده را آواز دادی
چو کرد این کار سال شصت و هفتاد
پس هفتاد و یک در نزع افتاد
چو عزرائیلش اندر پرده آمد
مگر پنداشت خر کم کرده آمد
بجست از جای بودش روزنی پیش
برون کرد از در روزن سرخویش