الحکایه و التمثیل

سبویی می‌ستد رندی زخمار

که این ساعت گرو بستان و بردار

چو خورد آن باده گفتندش گرو کو

گرو گفتا منم گفتند نیکو

زهی نیکو گرو برخیز و رو تو

نیرزی نیم جو وقت گرو تو

اگر ارزندهٔ داری تو با خویش

نیرزی تو بنزد کس از آن بیش